جان حقیقت

 

Imam Hossein

کُلُ یومٍ عاشورا وَ کلُ اَرضٍ کَربَلا

اگر هر روز عاشوراست و هر کجا که قدم می گذاری کربلاست پس هر لحظه باید به این سوال پاسخ دهیم که در سپاه حسین می مانیم یا شبانه و در تاریکی شب، امام خویش را رها می کنیم.

در سپاه یزید مقابل تمام حقیقت هستی می ایستیم یا به ندای هل من ناصر امام خویش لبیک می گوییم.

آری، زمان و مکان تنها حجاب دنیاست که به اِذن خدا در برابر نگاه ما، ما را از حسین جدا می کند.

اما حقیقت این است که حسین جان ماست که در کربلا به شهادت رسید.

حسین جان حقیقتی است که  خدا آنرا برای عالم آفرید.

و امروز جان هستی در وجود مهدی فاطمه است.

زمین و زمان در گرو نفس های ولایی او پا برجاست و فیض مستمر خداوند بواسطه وجود اوست که بر زمینیان می‏بارد.

چگونه تاب آوریم توطئه های آشکار و پیاپی استکبار را که به حریم مقدسات ما وارد شده و آن را روزی به سخره می گیرد، روزی وارونه جلوه می دهد، روزی تحریف می کند و ...  .

استکبار درست فهمیده است.

اکنون آخر الزمان فرا رسیده، عصر ظهور منجی آغاز گشته و شیعه با لوای ولایت فقیه از راز هزار ساله غیبت پرده برداشته است.

آنان با تفکر سیاه و کوتاه خود چه پنداشته اند؟

امروزدیگر سال 61 هجری نیست که ولایت، در برابر اشقیا تنها بماند.

روزی که عکس امام را پاره می‏کردند، آیا اندیشیده بودند که با میلیونها قلب پاره پاره عاشق امام و ولایت چه خواهند کرد؟

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
رها

سوالی داشتم: ایا در جریان عاشورا ولایت با بنی امیه نبود؟ ولی امر مسلمین آن روز آنها نبودند و آیا امام حسین علیه ولایت وارد کارزار نشده بود؟ اگر حقانیت ولایت از شور نخبگان (دینی و فقها) و سپس الهی نامیدن آن ناشی شود (چنان که شده بود) پس ولایت امر مسلمین با یزید بود و امام حسین حق شورش نداشت البته بنده نمی دانم ایا امام حسین اعتراض و تلاش برای اصلاح (اصلاحات) بعمل آورده بود و تلاشش بی نتیجه مانده بود یا خیر